مرزبندی علمیاین مطلب برای آموزش و افزایش آگاهی است؛ نشانه‌ها به‌تنهایی تشخیص نیستند و جای ارزیابی فردی را نمی‌گیرند.

ذهنیت طرحواره‌ای دقیقاً چیست؟

در طرحواره درمانی، ذهنیت طرحواره‌ای (Schema Mode) حالت فعالی است که در یک لحظه بر فکر، هیجان، احساس بدنی و رفتار فرد غلبه می‌کند. ذهنیت نشان می‌دهد «همین حالا کدام بخش از تجربهٔ من در صحنه است؟»؛ برای مثال، بخشی ترسیده و نیازمند حمایت، صدایی سرزنش‌گر یا حالتی که برای فرار از درد بی‌حس می‌شود.

ذهنیت ممکن است از فعال‌شدن هم‌زمان چند طرحواره و یک پاسخ مقابله‌ای ساخته شود. به همین دلیل برای موقعیت‌هایی مفید است که هیجان‌ها شدیدند، چند الگو با هم فعال شده‌اند یا فرد میان حالت‌های متفاوت جابه‌جا می‌شود.

ذهنیت برچسب شخصیت یا هویت کامل فرد نیست. نام‌گذاری آن باید به مشاهده و فهم تجربه کمک کند، نه اینکه انسان را به «کودک عصبانی»، «والد تنبیه‌گر» یا هر عنوان دیگری تقلیل دهد.

هر ذهنیت از چه اجزایی ساخته می‌شود؟

وقتی یک ذهنیت فعال می‌شود، معمولاً چند جزء به‌صورت یک بستهٔ به‌هم‌پیوسته ظاهر می‌شوند. شدت هر جزء و مدت ماندن ذهنیت در افراد و موقعیت‌های مختلف متفاوت است.

  • هیجان: ترس، شرم، تنهایی، خشم، بی‌حسی، رضایت یا احساس امنیت.
  • شناخت و معنا: برداشت لحظه‌ای از خود، دیگری و آنچه قرار است رخ دهد؛ مانند «تنها مانده‌ام» یا «نباید اشتباه کنم».
  • بدن: انقباض، سنگینی، گرگرفتگی، بی‌قراری، کرختی یا تغییر در تنفس و وضعیت بدنی.
  • میل به عمل: نزدیک‌شدن، اعتراض، تسلیم، فرار، قطع ارتباط، کنترل یا مراقبت از خود.
  • پاسخ مقابله‌ای: روشی که فرد برای کاهش درد یا حفظ امنیت به کار می‌گیرد و ممکن است سالم یا ناسازگارانه باشد.

ذهنیت با طرحواره، سبک مقابله‌ای و هویت چه تفاوتی دارد؟

این مفاهیم به هم مرتبط‌اند، اما سطح متفاوتی از تجربه را توصیف می‌کنند. جداکردن آن‌ها کمک می‌کند چرخهٔ یک موقعیت را دقیق‌تر بفهمیم.

  • طرحواره الگوی عمیق و دیرپایی از خاطره، هیجان، شناخت و احساس بدنی است؛ ذهنیت صورت فعال و لحظه‌ای تجربه است.
  • سبک مقابله‌ای جهت کلی پاسخ به درد طرحواره است—تسلیم، اجتناب یا جبران افراطی—اما ذهنیت شکل مشخصی است که این پاسخ در همان لحظه پیدا می‌کند.
  • هیجان بخشی از ذهنیت است، نه تمام آن. دو نفر ممکن است هر دو خشمگین باشند، اما یکی در کودک عصبانی و دیگری در یک حالت جبران‌گر افراطی باشد.
  • ذهنیت یک «بخش از تجربه» است، نه شخصیت جداگانه و نه تشخیص اختلال تجزیه‌ای. فرد معمولاً می‌تواند چند حالت را بشناسد و میان آن‌ها پیوستگی زندگی خود را حفظ کند.
  • تشخیص بالینی بر اساس معیارهای مشخص انجام می‌شود. داشتن یک یا چند ذهنیت ناسازگارانه به‌تنهایی به معنای اختلال شخصیت نیست.

ذهنیت‌ها چگونه فعال و جابه‌جا می‌شوند؟

یک محرک بیرونی یا درونی می‌تواند طرحواره‌های مرتبط را فعال کند: دیر پاسخ‌دادن یک فرد مهم، شنیدن انتقاد، احساس شکست، خاطره، درد بدنی یا حتی نزدیک‌شدن عاطفی. فرد موقعیت را از دریچهٔ الگوهای قدیمی معنا می‌کند و یک ذهنیت برجسته می‌شود.

برای مثال، پس از یک انتقاد ممکن است کودک آسیب‌پذیر با شرم و ترس فعال شود؛ چند لحظه بعد والد تنبیه‌گر بگوید «تو همیشه خراب می‌کنی»؛ سپس محافظ بی‌تفاوت با قطع احساس و فاصله‌گرفتن وارد شود. در موقعیتی دیگر، همان زنجیره می‌تواند به خشم یا حملهٔ جبران‌گرانه ختم شود.

این جابه‌جایی گاهی تدریجی و گاهی ناگهانی است و در ادبیات طرحواره درمانی «تغییر ذهنیت» یا mode switching نامیده می‌شود. هدف درمان، ممنوع‌کردن هیجان‌ها نیست؛ هدف شناخت زودتر چرخه و افزایش امکان انتخاب است.

  • محرک ← معنای طرحواره‌ای ← ذهنیت کودک یا صدای والد ناکارآمد ← پاسخ مقابله‌ای ← پیامد و فعال‌شدن ذهنیت بعدی

چهار خانوادهٔ اصلی ذهنیت‌ها

با وجود تفاوت نام‌ها و فهرست‌ها، بیشتر منابع ذهنیت‌ها را در چهار خانوادهٔ کلی سازمان می‌دهند. این دسته‌بندی نقشه‌ای برای فهم کارکرد حالت‌هاست؛ نه داوری دربارهٔ فرد و نه تقسیم انسان به بخش‌های کاملاً جدا.

  • ذهنیت‌های کودک: حالت‌هایی که آسیب‌پذیری، خشم، تکانه یا دشواری تحمل ناکامی را به‌صورت زنده و فوری حمل می‌کنند.
  • ذهنیت‌های والد یا منتقد ناکارآمد: پیام‌های درونی‌شدهٔ تنبیهی، پرتوقع، سرزنش‌گر یا القاکنندهٔ گناه.
  • ذهنیت‌های مقابله‌ای: شکل‌های مشخص تسلیم، اجتناب و جبران افراطی برای محافظت در برابر درد.
  • ذهنیت‌های سالم: بزرگسال سالم و کودک شاد؛ حالت‌هایی که به مراقبت، تنظیم هیجان، رابطه، مسئولیت، بازی و برآوردن متعادل نیازها کمک می‌کنند.

در منابع اصلی چند ذهنیت وجود داشت و چرا بعداً تعداد بیشتر شد؟

در کتاب مرجع یانگ، کلوسکو و ویشار در سال ۲۰۰۳، معمولاً از ۱۰ ذهنیت مرکزی به‌عنوان هستهٔ کلاسیک یاد می‌شود: چهار ذهنیت کودک، سه ذهنیت مقابله‌ای، دو ذهنیت والد ناکارآمد و بزرگسال سالم. در این شمارش، «کودک تکانشی / بی‌انضباط» و «جبران‌گر افراطی» عنوان‌های نسبتاً گسترده‌اند.

در برخی مقاله‌ها و جدول‌های بعدی، از ۱۱ ذهنیت اولیه نام برده شده است. این اختلاف بیشتر از شیوهٔ دسته‌بندی و جداشمردن بعضی زیرگونه‌ها می‌آید، نه از وجود دو نظریهٔ کاملاً متفاوت. بنابراین بهتر است عدد را همراه با منبع و تعریف هر عنوان خواند.

با گسترش کار بالینی از اختلال شخصیت مرزی به الگوهای نارسیسیستیک، ضداجتماعی، اجتنابی، وسواسی و جمعیت‌های پزشکی قانونی، پژوهشگران و طرحواره درمانگران برای حالت‌های تکرارشونده نام‌های دقیق‌تری پیشنهاد کردند. یک مرور در سال ۲۰۰۷ از ۲۲ ذهنیت شناسایی‌شده سخن گفت؛ پرسشنامهٔ کوتاه ذهنیت‌ها در سال ۲۰۱۰ نیز ۱۴ مقیاس را سنجید.

در مدل‌های تخصصی‌تر، نام‌هایی مانند کودک عصبانی شدید، خودآرام‌ساز بی‌تفاوت، خودبزرگ‌نما، زورگو / حمله‌گر، محافظ عصبانی، فریب‌گر / دست‌کاری‌کننده، شکارگر و کنترل‌گر افراطی مطرح شدند. بعضی از این‌ها تفکیک دقیق‌تر یک خانوادهٔ قبلی‌اند و بعضی برای فهم جمعیت یا مسئله‌ای مشخص ساخته شده‌اند.

در نتیجه، برخلاف فهرست ۱۸ طرحواره ناسازگار اولیه، یک فهرست واحد، نهایی و مورد توافق از همهٔ ذهنیت‌ها وجود ندارد. درمانگر می‌تواند برای مفهوم‌پردازی مشترک نامی شخصی و قابل‌فهم انتخاب کند، اما هر نام تازه لزوماً یک ذهنیت استاندارد، مستقل و پژوهش‌شده نیست.

  • هستهٔ کلاسیک: ۱۰ ذهنیت مرکزی در شمارش رایج منبع ۲۰۰۳.
  • مدل‌های بعدی: جداکردن زیرگونه‌ها و افزودن حالت‌های مرتبط با الگوها یا جمعیت‌های بالینی خاص.
  • کاربرد بالینی: انتخاب کمترین تعداد عنوانی که تجربه و چرخهٔ واقعی فرد را روشن کند.
  • مرزبندی علمی: مشخص‌کردن اینکه هر نام از منبع پژوهشی، مدل آموزشی یا مفهوم‌پردازی شخصی آمده است.

ذهنیت‌های کودک

ذهنیت‌های کودک به تجربه‌های هیجانی و نیازهایی اشاره دارند که هنگام فعال‌شدن ممکن است فوری، خام و بسیار آشنا احساس شوند. واژهٔ «کودک» به معنای کودکانه یا کم‌ارزش‌بودن فرد نیست؛ به بخشی از تجربه اشاره دارد که ترس، تنهایی، خشم، تکانه یا ناکامی را حمل می‌کند.

در این بخش پنج حالت کودکِ مرتبط با آسیب‌پذیری، خشم و تکانه توضیح داده می‌شود. «کودک شاد» به‌دلیل کارکرد سازگارانه‌اش در خانوادهٔ ذهنیت‌های سالم و در بخش «ذهنیت‌های سالم: بزرگسال سالم و کودک شاد» معرفی می‌شود.

  • کودک آسیب‌پذیر: ترس، تنهایی، شرم، درماندگی، فقدان یا نیاز شدید به امنیت، پیوند و مراقبت. نام‌هایی مانند کودک رهاشده، تنها، تحقیرشده یا وابسته می‌توانند وجه غالب همین تجربه را دقیق‌تر کنند.
  • کودک عصبانی: اعتراض به بی‌عدالتی، بدرفتاری، محدودشدن یا برآورده‌نشدن نیاز. خشم می‌تواند پیام یک مرز یا نیاز مهم باشد، هرچند شیوهٔ بیان آن ممکن است آسیب‌زا شود.
  • کودک غضبناک: صورت بسیار برانگیخته و فوریت‌دار خشم که در آن خطر ازدست‌رفتن کنترل و آسیب بیشتر است؛ برخی منابع آن را زیرگونهٔ شدید کودک عصبانی می‌دانند.
  • کودک تکانشی: دنبال‌کردن فوری میل یا پاداش، با فرصت کمتر برای مکث و سنجیدن پیامد.
  • کودک بی‌انضباط: دشواری ماندن پای کار ملال‌آور یا دشوار و تحمل ناکامی تا پایان؛ بعضی منابع آن را همراه کودک تکانشی ذکر می‌کنند.

ذهنیت‌های والد یا منتقد ناکارآمد

این ذهنیت‌ها پیام‌ها و شیوه‌های رفتاری درونی‌شده‌ای هستند که نیاز، هیجان یا خطای فرد را با تهدید، تحقیر، فشار یا گناه پاسخ می‌دهند. ممکن است لحن آن‌ها شبیه یک فرد مهم باشد یا از چند تجربه و هنجار مختلف ساخته شده باشد.

  • والد تنبیه‌گر: خطا، ضعف یا نیاز را سزاوار مجازات، تحقیر، محرومیت یا طرد می‌داند.
  • والد پرتوقع: ارزشمندی را به عملکرد، کنترل، فداکاری، بی‌نقص‌بودن یا برآوردن معیارهای بسیار سخت گره می‌زند.
  • منتقد القاکنندهٔ گناه: نیاز، استراحت، لذت، مخالفت یا استقلال را خودخواهانه جلوه می‌دهد. در برخی مدل‌ها این حالت زیرگونه‌ای از والد پرتوقع یا منتقد ناکارآمد است.
  • والد یا منتقد سرزنش‌گر: مسئولیت را به حکم کلی دربارهٔ بدبودن فرد تبدیل می‌کند و زمینه، محدودیت و امکان ترمیم را نمی‌بیند.

ذهنیت‌های مقابله‌ای

ذهنیت‌های مقابله‌ای راه‌هایی هستند که فرد برای دورشدن از درد طرحواره یا احساس‌های کودک به کار می‌گیرد. این پاسخ‌ها ممکن است زمانی نقش حفاظتی مهمی داشته باشند، اما اگر خشک، افراطی و خودکار شوند هزینهٔ رابطه‌ای یا عملکردی ایجاد می‌کنند.

  • تسلیم‌شوندهٔ مطیع: پیام طرحواره یا خواستهٔ دیگری را می‌پذیرد، نیاز و نظر خود را کنار می‌گذارد و برای جلوگیری از تعارض یا طرد بیش‌ازحد سازگار می‌شود.
  • محافظ بی‌تفاوت: با بی‌حسی، فاصلهٔ عاطفی، قطع ارتباط یا نادیده‌گرفتن نیاز از درد دور می‌شود.
  • خودآرام‌ساز بی‌تفاوت: با فعالیت‌های تکراری یا لذت‌بخش—مانند کار افراطی، خوردن، مصرف، خیال‌پردازی یا استفادهٔ بی‌وقفه از صفحه‌نمایش—احساس را موقتاً خاموش می‌کند.
  • خودبزرگ‌نما: با نمایش برتری، حق ویژه، موفقیت یا بی‌نیازی از احساس شرم، کوچکی یا نادیده‌بودن فاصله می‌گیرد.
  • زورگو / حمله‌گر: با تهدید، تحقیر، اجبار یا حمله می‌کوشد احساس قدرت و کنترل ایجاد کند و آسیب‌پذیری را عقب براند.
  • نام‌های دیگری مانند محافظ عصبانی، کنترل‌گر افراطی یا فریب‌گر / دست‌کاری‌کننده در مدل‌های تخصصی‌تر برای کارکردهای مشخص‌تر مطرح شده‌اند.

ذهنیت‌های سالم: بزرگسال سالم و کودک شاد

در این راهنما، بزرگسال سالم و کودک شاد در خانوادهٔ ذهنیت‌های سالم قرار می‌گیرند. سالم‌بودن به معنای شاد یا منطقی‌بودن همیشگی نیست؛ یعنی فرد بتواند با نیاز و هیجان تماس داشته باشد و در عین حال انتخابی متناسب با واقعیت، ارزش‌ها و پیامدها انجام دهد.

بزرگسال سالم یک حالت بی‌احساس، همیشه قوی یا بی‌نیاز نیست. این ذهنیت درد و نیاز بخش کودک را می‌شنود، پیام‌های تنبیه‌گر و پرتوقع را محدود می‌کند، واقعیت امروز را می‌سنجد و میان نیاز خود، حقوق دیگران و پیامدهای بلندمدت تعادل می‌سازد.

کودک شاد ظرفیت تجربهٔ امنیت، تعلق، محبت، بازی، رضایت، کنجکاوی و خودانگیختگی را نشان می‌دهد. تقویت بزرگسال سالم بدون جا دادن شادی، ارتباط و استراحت می‌تواند به نسخه‌ای تازه از والد پرتوقع تبدیل شود.

هدف درمان حذف کودک آسیب‌پذیر یا خشمگین نیست. بزرگسال سالم به این حالت‌ها نزدیک می‌شود، نیاز و پیامشان را می‌فهمد، از آن‌ها محافظت می‌کند و راهی ایمن و متناسب برای پاسخ می‌سازد.

  • نام‌گذاری آنچه اکنون فعال شده، بدون تحقیر یا یکی‌دانستن آن با کل هویت.
  • اعتباربخشی به هیجان و بررسی دقیق واقعیت، خطر و نیاز.
  • محدودکردن صدای تنبیه‌گر، پرتوقع یا رفتار آسیب‌زننده.
  • انتخاب مرز، درخواست، خودمراقبتی، مسئولیت‌پذیری و ترمیم متناسب.
  • ایجاد جا برای پیوند، بازی، لذت، خلاقیت و استراحت.

چطور ذهنیت فعال خود را بشناسیم؟

شناخت ذهنیت با حفظ فاصلهٔ مشاهده‌گرانه آغاز می‌شود. به‌جای پرسیدن «من چه جور آدمی هستم؟» یک موقعیت مشخص را بررسی کنید و بپرسید «در آن چند دقیقه چه حالتی بر من غالب شد؟»

  • چه اتفاق بیرونی یا درونی درست پیش از تغییر حالت رخ داد؟
  • هیجان و حس بدنی غالب چه بود و شدت آن چقدر بود؟
  • در آن لحظه چه جمله، تصویر یا خاطره‌ای دربارهٔ خود و دیگری فعال شد؟
  • چه میلی به عمل داشتم: نزدیک‌شدن، اعتراض، تسلیم، فرار، بی‌حس‌شدن یا کنترل؟
  • این حالت می‌خواست از چه درد یا خطری محافظت کند و چه نیازی پشت آن بود؟
  • بعد از آن کدام ذهنیت وارد شد و چرخه چه پیامدی برای من یا رابطه داشت؟
  • بزرگسال سالم در همان موقعیت چه چیزی را معتبر می‌دانست و چه پاسخ متفاوتی می‌ساخت؟

ذهنیت‌ها چگونه ارزیابی و مفهوم‌پردازی می‌شوند؟

ارزیابی ذهنیت‌ها فقط با انتخاب نام از یک فهرست انجام نمی‌شود. درمانگر معمولاً موقعیت‌های فعال‌ساز، توالی تغییر حالت‌ها، هیجان و بدن، افکار، رفتار، رابطهٔ درمانی، تاریخچهٔ رشد و کارکرد هر پاسخ را کنار هم می‌گذارد.

پرسشنامهٔ ذهنیت‌ها می‌تواند الگوهایی برای بررسی بیشتر پیشنهاد کند، اما نمره به‌تنهایی تشخیص یا نقشهٔ کامل فرد نیست. نسخهٔ کوتاه SMI چهارده مقیاس را می‌سنجد؛ این عدد به ساختار همان ابزار مربوط است و به معنای آن نیست که فقط چهارده ذهنیت ممکن یا معتبر وجود دارد.

مفهوم‌پردازی خوب مشترک، ساده و قابل بازبینی است. گاهی چند عنوان عمومی کافی‌اند و گاهی یک نام شخصی مانند «بخش همیشه آماده‌باش» تجربه را بهتر روشن می‌کند. درمانگر باید مشخص کند این نام شخصی است و آن را به‌عنوان یک طبقهٔ علمی تثبیت‌شده معرفی نکند.

کار درمانی با ذهنیت‌ها چگونه پیش می‌رود؟

کار معمولاً با ساختن زبان مشترک و نقشهٔ چند ذهنیت مهم آغاز می‌شود: چه چیزی هر حالت را فعال می‌کند، از چه نیازی خبر می‌دهد، چگونه از فرد محافظت می‌کند و چه هزینه‌ای دارد. درمانگر از تعداد زیادی برچسب شروع نمی‌کند؛ نقشه باید قابل استفاده باشد.

روش‌های شناختی به جداکردن واقعیت امروز از پیام طرحواره‌ای و سنجش اعتبار صدای والد ناکارآمد کمک می‌کنند. روش‌های تجربه‌نگر مانند گفت‌وگوی صندلی‌ها و بازسازی تصویر ذهنی می‌توانند دسترسی به هیجان و نیاز، محدودکردن والد تنبیه‌گر و حمایت از کودک آسیب‌پذیر را تسهیل کنند.

در رابطهٔ درمانی، بازوالدینی حدومرزدار تجربه‌ای از توجه، اعتباربخشی، حفاظت و مرز واقع‌بینانه فراهم می‌کند. مواجههٔ همدلانه نیز کارکرد حفاظتی ذهنیت مقابله‌ای را می‌فهمد و هم‌زمان پیامدهای ناسالم آن را نادیده نمی‌گیرد.

شکستن الگوی رفتاری به انتقال این فهم به زندگی روزمره می‌پردازد: مکث پیش از واکنش، بیان نیاز، مرزبندی، تحمل تدریجی هیجان، کاهش اجتناب، ترمیم آسیب و تمرین انتخاب‌هایی که بزرگسال سالم را در دسترس‌تر می‌کنند.

پرسش‌های رایج

آیا همهٔ افراد ذهنیت طرحواره‌ای دارند؟

بله، حالت‌های مختلف هیجانی و رفتاری بخشی از تجربهٔ انسانی‌اند. تفاوت بیشتر در شدت، انعطاف، مدت، آگاهی و پیامد آن‌هاست؛ نه در داشتن یا نداشتن مطلق ذهنیت.

آیا ذهنیت همان شخصیت واقعی من است؟

خیر. ذهنیت حالتی است که در یک زمان برجسته می‌شود و فقط بخشی از تجربهٔ شما را نشان می‌دهد. هیچ ذهنیتی تمام هویت فرد نیست.

بالاخره تعداد ذهنیت‌ها ۱۰، ۱۴، ۲۲ یا بیشتر است؟

این اعداد به چارچوب و هدف منبع مربوط‌اند: ۱۰ ذهنیت مرکزی در شمارش کلاسیک، ۱۴ مقیاس در SMI کوتاه و فهرست‌های گسترده‌تر برای تفکیک زیرگونه‌ها یا جمعیت‌های بالینی. فهرست نهایی و واحدی مشابه ۱۸ طرحواره وجود ندارد.

آیا درمانگر می‌تواند یک ذهنیت تازه نام‌گذاری کند؟

برای مفهوم‌پردازی مشترک می‌توان نامی شخصی و قابل‌فهم انتخاب کرد، به شرط آنکه کارکردش روشن باشد و به‌اشتباه به‌عنوان یک ذهنیت استاندارد و پژوهش‌شده معرفی نشود.

آیا هدف درمان حذف کودک عصبانی یا آسیب‌پذیر است؟

خیر. هدف شنیدن پیام هیجان، پاسخ به نیاز و جلوگیری از رفتار آسیب‌زننده است. بزرگسال سالم از بخش آسیب‌پذیر حمایت می‌کند و برای خشم راهی ایمن و مؤثر می‌سازد.

چرا گاهی خیلی سریع از یک حالت به حالت دیگر می‌روم؟

یک ذهنیت می‌تواند ذهنیت دیگری را فعال کند؛ برای مثال آسیب‌پذیری ممکن است صدای تنبیه‌گر و سپس بی‌حسی یا حمله را به دنبال بیاورد. سرعت جابه‌جایی باید در بافت محرک، تنظیم هیجان و تاریخچهٔ فرد فهمیده شود.

فهرست کامل ۱۴ ذهنیت

۱

کودک آسیب‌پذیر

Vulnerable Child Mode
ذهنیت‌های کودک
۲

کودک عصبانی

Angry Child Mode
ذهنیت‌های کودک
۳

کودک غضبناک

Enraged Child Mode
ذهنیت‌های کودک
۴

کودک تکانشی

Impulsive Child Mode
ذهنیت‌های کودک
۵

کودک بی‌انضباط

Undisciplined Child Mode
ذهنیت‌های کودک
۶

والد تنبیه‌گر

Punitive Parent Mode
والدهای ناکارآمد
۷

والد پرتوقع

Demanding Parent Mode
والدهای ناکارآمد
۸

تسلیم‌شوندهٔ مطیع

Compliant Surrenderer Mode
ذهنیت‌های مقابله‌ای
۹

محافظ بی‌تفاوت

Detached Protector Mode
ذهنیت‌های مقابله‌ای
۱۰ذهنیت‌های مقابله‌ای
۱۱

خودبزرگ‌نما

Self-Aggrandizer Mode
ذهنیت‌های مقابله‌ای
۱۲

زورگو / حمله‌گر

Bully and Attack Mode
ذهنیت‌های مقابله‌ای
۱۳

کودک شاد

Happy Child Mode
ذهنیت‌های سالم
۱۴

بزرگسال سالم

Healthy Adult Mode
ذهنیت‌های سالم

منابع

  1. Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema Therapy: A Practitioner’s Guide. Guilford Press.
    Guilford Press
  2. International Society of Schema Therapy. Schema Therapy Central Concepts.
    International Society of Schema Therapy
  3. International Society of Schema Therapy. Coping Styles.
    International Society of Schema Therapy
  4. Lobbestael, J., van Vreeswijk, M. F., & Arntz, A. (2007). Shedding light on schema modes: A clarification of the mode concept and its current research status. Netherlands Journal of Psychology, 63, 76–85. DOI: 10.1007/BF03061068.
    Netherlands Journal of PsychologyDOI
  5. Lobbestael, J., van Vreeswijk, M., Spinhoven, P., Schouten, E., & Arntz, A. (2010). Reliability and validity of the short Schema Mode Inventory (SMI). Behavioural and Cognitive Psychotherapy, 38(4), 437–458. DOI: 10.1017/S1352465810000226.
    Behavioural and Cognitive PsychotherapyDOIPubMed
  6. Bernstein, D. P., Arntz, A. R., & de Vos, M. (2007). Schema focused therapy in forensic settings: Theoretical model and recommendations for best clinical practice. International Journal of Forensic Mental Health, 6(2), 169–183. DOI: 10.1080/14999013.2007.10471261.
    International Journal of Forensic Mental HealthDOI
  7. International Society of Schema Therapy. Limited Reparenting: The Heart of Schema Therapy.
    International Society of Schema Therapy